سفارش تبلیغ
صبا ویژن
دل دفتر دیده است . [امام علی علیه السلام]
 
چهارشنبه 90 آبان 11 , ساعت 6:12 عصر

بسم الله الرحمن الرحیم و صل الله علی محمد و آله الطاهرین

___________________

_________این"منٍ"مجهول

"من" و "تو" ..این دو تا مجهول / و "تو"خوابهای پریشان هرروزه ی "منی" / این هم یک معادله / یک معادله و دو مجهول ؟؟؟!!! / اما نه .. "من" مدتهاست که مجهولٍ حل شده ای هستم ...

_________تلاطم فاصله ها

تا در فاصله های این حروف،نفسی تازه میکنم / تو لحظه هایی از مرا ، مرور کن / هرچند که فاصله ها سختند / اما "من" در لحظه لحظه های آن به تو میرسم / در این  فاصله های تلاطم....

_________"منٍ" مشکل دار

اینجا ،شهر "من" خاکستری ست /  آینه هایش مکدرند / برج هایش که قد می کشند .."من" سرم گیج میرود / بانگ ها که صف می کشند .."من" پلاکهاشان را گم میکنم / و "تو" که اخم می کنی.. "من" رسوا میشوم / "می خندی" .. "من" می میرم / باور کن یکجای این "من" اشکال دارد ..

_________تومن ....

"من" ، "تو" ...."تو" ، "من" /  "من" ، "من" .. "تو" ، "تو" / من تو .. تومن / تومن؟!..تومن؟! ..تومن؟! /تومن .. این معبود قرنها / جانشین ابدی "تو" و "من"...

_________می ترسم ....

"من" از حرفهای عالی ، میترسم / "من" از مسیج های خالی ، میترسم / "من" از پیداهای ناپیدا ، میترسم / "من" از امروزهای بی فردا ، میترسم / "من" از هنجارهای بی قواره ، میترسم / "من" از آسمانهای بی ستاره ، میترسم ..

________خوردند .....

هفت گاو چاق را ، خوردند / هفت گاو لاغر را ، خوردند / هفت سنبل سبز را ، خوردند / هفت سنبل خشکیده را هم ، خوردند / خوردند ...

_______اما "من" ؟ ..اما "تو" ..

خوردم .. خوردی ..خورد / خوردیم .. خوردید ..خوردند / خوردند ... خوردند..... خوردند ......../ اما "من" ؟! ... اما "تو" ؟! ......

________قلم ، بهت میزند ..

خوابهایم که آشفته میشوند / قلم بهت میزند .../ و "من" قطعه قطعه میپرسم / "من" که نه از کنعانم و نه از مصر / این خوابهای پریشان هر روزه ام را / چه کسی تعبیر خواهد کرد؟؟؟.....



لیست کل یادداشت های این وبلاگ