زیانمندترین مردم در معاملت و نومیدترین‏شان در مجاهدت ، مردى است که تن خویش در طلب مال فرسود و تقدیرها با خواست او مساعد نبود ، پس با دریغ از دنیا برون شد و با وبال آن مال روى به آخرت نمود . [نهج البلاغه]
 
چهارشنبه 94 خرداد 27 , ساعت 7:51 صبح

بسم الله الرحمن الرحیم و صل الله علی محمد و آله الطاهرین/


در آن صبح دل و صبح بهاری

که میبرد از قرارم بی قراری

بدیم مرغکم در کنج دیوار

نشسته میکند با نغمه زاری

که جفتم پرزد و از پیش من رفت

و میترسم از آن زاغ شکاری

بیفتی از هوا ای زاغ بدجنس

بمیری ای سراسر زشتکاری

چه نسبت دارد آن پرهای چرکت

و با چنگال تو ناز قناری

چنین نالید و مرغم بال و پرزد

و افتاد از نفس از غمگساری

قناری مرغکم از پیش من رفت

و من ماندم و این چشم انتظاری

ندارد طاقت این غم ، قناری

قناری ! طاقت این غم نداری !



لیست کل یادداشت های این وبلاگ